بسم الله الرحمن الرحیم
آب وقتی به نقطه ی جوش رسید ، چای را خوش طعم می کند ؛ و توحید ولایی آن آب جوشیده ای است که اگر در مسیر آن قرار بگیری ؛اسماء درون تو را به نزج و پختگی می رساند و وجود تو خوش بو و لطیف و نورانی می شود .
آبی که به نقطه ی جوش رسیده را وقتی روی چای می ریزیم، بلافاصله رنگ را از چای جدا می کند . یعنی رنگ و طعم و مزه و بو و تمام خاصیتی که در چای بود ؛ تماما در آب حل می شود و دیگر از چای هیچ نمی ماند و تمام خودیهای چای در آب گم می شود و آن چای خشک و بی مزه و تلخ را که هیچکس رغبت به خوردن آن نداشت ؛ زمانی که خود را در آب داغ و جوشیده رها می کند و فانی در آب می شود ؛ تازه قرب پیدا می کند که انسان آن را بنوشد و با خون انسان یکی شود و این آغاز حرکت اوست تا با انسان همراه شده و سیر کند.
انسان سالک وقتی در مسیر توحید ولایی قرار می گیرد . حرارت و داغی فشارها و مصایب و بلاهایی که در این راه به او اصابت می کند ، همانند آب جوشیده ای است که کل منیّت ها و انانیّت ها و رنگ های کذایی را در او ذوب می کند و تمام خودی های او در آب داغ توحید ولایی محو می شود و وجود او مخلص و لطیف می شود و تازه قرب پیدا می کند و حجاب ها از او بر داشته می شود و این آغاز حرکت اوست که با امام جانش معیّت پیدا می کند و خود را در عالم عشق و در حضور امام (ع) می یابد و به همراه امام (ع) حرکت می کند تا به غیب وجودش وصل شود .
برچسبها:
بسم الله الرحمن الرحیم
علامت اینکه الان روز است و شب نیست ؛ این است که خورشید در آسمان است و هوا روشن است ، هرچند که تو در اتاق تاریکی بسر می بری که پرده ها ی ضخیم دارد و تو وجود خورشید را انکار کنی ؛ اما تابش خورشید هست و هوا همچنان روشن است ؛ اما چون تو این نور و روشنایی را نمی بینی ؛ می گویی خورشید نیست .
خورشید زمان ، خورشید عصر ، امام عصر ( عجل الله تعالی فرجه الشریف )دائم و علی الاتصال بر وجود تو می تابد و بر تو نظر دارد و به تو فیض می رساند ؛ هرجند که تو پرده های ضخیم گناه را بر پنجره ی خانه ی قلبت بکشی و تابش و نور خورشید زمان را (امام عصر علیه السلام ) را حس نکنی و وجود او را انکار کنی ؛ اما او حاضرو ناظر بر توست و همچنان بر وجود تو می تابد ..........
بله خورشید حاضرست اما نابینا چون نمی بیند ؛ تصور می کند که خورشید غایب است . اگر امروز امام (عج ) از من غایب است ؛ چون من در غیب وجودم غایبم و در نتیجه حضور امام (عج ) را ادراک و حس نمی کنم .
برچسبها:
بسم الله الرحمن الرحیم
فشارها و مصایب زندگی ، روح را لطیف می کنند ؛ لذا تو لطیف می شوی و دکمه های درونت را می یابی .
فشار یعنی کمکی که خداوند به ما می کند تا به آن بالا و به آن قلّه برسیم . یک حرکت کوچک تو به طرف خدا تو را به سراشیبی می اندازد تا سریع تر و آسان تر راه و مسیر خدا را بروی .
حال ما به چه طریق باید حرکت کنیم ؟ با اعتقاد به غیب و عمل به آن اعتقاد .
یعنی آنچه خداوند می فرماید : " بکن " یعنی واجبات را انجام بده و آنچه می فرماید " نکن " یعنی محرمات را ترک کن . وقتی تو در چهار چوب فقه به این طریق عمل کردی و رفتی در هدایت اولیه ؛ او تو را به هدایت ثانویه هل می دهد و تو را در مسیر زیبای عبودیت قرار می دهد و تو عبد او می شوی و این قدم اول تو است که به پلّه ی اول نردبان آسمان پا می گذاری ؛ درست مانند مسافری که بعد از تهیه ی بلیط ، تازه پا به اولین پله ی اتوبوسی می گذارد که می خواهد به طرف مقصد مورد نظر حرکت کند .
برچسبها:


















